تبليغاتX
سکوت جاودان !

سکوت جاودان !

و همیشه حرفهایی هست برای نگفتن! حرفهایی که هیچگاه سر بر ابتذال گفتن فرود نمی آورند...
 

 

به جهان می آییم تا رویاها و آرمان های مان را بجوییم

اغلب آنچه در دسترس مان هست ، دست نیافتنی می کنیم .

در زندگی ما چیزهای مشخصی هست که مهری بر خود دارند که می گوید :

تنها هنگامی قدر مرا می دانی که مرا از دست داده باشی ... و دوباره مرا بازیابی .

تلاش برای کوتاه کردن راه هیچ حاصلی ندارد .....

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط آیرونا |
 

حال همه ما خوب است.
 
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب
می گویند،با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنار زندگی بگذریم که نه زانوی آهوی
بی جفت بلرزد و نه این دل  ماندگار بی سامان....
 
 
از نو برایت می نویسم
 
سلام
 
حال همه ما خوب است. ولی تو باور نکن!
 
 
 
+نوشته شده در ساعتتوسط آیرونا |
 

for me

 

دستانم در موهایم گره خورده

و چشمانم خاطراتِ مبهمی را دنبال می کرد

که دیگر هرگز دست یافتنی نمی نمود.

تقدیر  ِ من هم چنین بود.. باید کاری متفاوت می کردم!

برای رسیدن به آرزو ها، گاه باید قوانین را زیر پا گذاشت.

هرچه که باشد،

زیر پا خواهم گذاشت......


 

+نوشته شده در ساعتتوسط آیرونا |
 

امان از راه بي عابر
امان از شهر بي شاعر
امان از روز بي روزن امان از اين همه رهزن

امان از بادِ بي باده
امان از سرو افتاده
امان از تيغ بي دردان به جاي بوسه بر گردن

امان از سايه بي سر
بر اين درگاه درد آور
امان از ناتمام تو امان از ناتمام من

امان از شعله آخر
هجوم باد و خاكستر
كه از پروانه پرپر اجاق شب نشد روشن

امان از روز بي رويا
امان از شام مرگ آوا
امان از جاي صد دشنه ميان چين پيراهن

بيا اي خوب ديروزي
بر اين بازار خود سوزي
كه اين غمخانه ی بي مي ندارد آب مرد افكن

برقصانم غزلبانو
بچرخانم غزلبانو
ميان گفتن و خفتن ميان ماندن و رفتن

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط آیرونا |

 

صبر کن !

اندکی مانده تا خورشید برآید

نرم رقص نیلوفران را 

 در نوازش ترد نسیم 

 بنگر 

 ترنم جویبار را 

 در متن جاری یک حس 

 بشنو

آنگاه 

 از سبوی یاد یاران

جرعه ای آب بنوش 

 بعد با خود بگو 

 صبح

یعنی که شب گذشت 

 و برو.............

 

+نوشته شده در ساعتتوسط آیرونا |